تبليغاتX
می ناب
عقل ما را عشق تو دیوانه کرد................................جان ما را باده ات میخانه کرد

حرف عشق

کسی امد که حرف عشق رو با ما زد

دلِ ترسوی ما هم دل به دریا زد

به یک دریای طوفانی، دل ما رفته مهمانی

چه دورِ ساحلش

از دور پیدا نیست

یه عمری راهه و در قدرت ما نیست

باید پارو نزد، وا داد

باید دل رو به دریا داد

خودش میبردت هر جا دلش خواست

به هر جا برد، بدون ساحل همون جاست

به امیدی که ساحل داره این دریا

به امیدی که اروم میشه تا فردا

به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره

به عشقی که نمیبینی شباشو بی ستاره

دل ما رفته مهمانی

به یک دریای طوفانی

باید پارو نزد، وا داد

باید دل رو به دریا داد

خودش میبردت هر جا دلش خواست

به هر جا برد، بدون ساحل همون جاست




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت توسط ..:: ahmad ::..