*با سلام خدمت همه دوستای گلم
*بعد از ۱۳۰ روز وقت کردم که بیام و اپ کنم
*توی این مدت که نبودم خیلی اتفاقها افتاد که بعضی هاش خوب و متاسفانه بعضی هاشم بد بود
*یکی از اتفاقهای بد،از دست دادن ۲تا از دوستام توی حادثه تصادف اتوبوس راهیان نور بود که خیلی وحشتناک بود
*من این واقعه تلخ رو به خانواده های محترم همه از دست رفته های این حادثه تسلیت میگم و از خدا میخوام که بهشون صبر بده
*امیدوارم که در سال جدید به همه ارزوهای کوچیک و بزرگتون برسین
*شعر زیر تقدیم به همه شما عزیزان :

باز كن پنجرهها را كه نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
و بهار
روي هر شاخه كنار هر برگ
شمع روشن كرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فرياد زدند
كوچه يكپارچه آواز شده است
و درخت گيلاس
هديه جشن اقاقي ها را
گل به دامن كرده ست
باز كن پنجره ها را اي دوست
هيچ يادت هست
كه زمين را عطشي وحشي سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگي با جگر خاك چه كرد
هيچ يادت هست
توي تاريكي شب هاي بلند
سيلي سرما با تاك چه كرد
با سرو سينه گلهاي سپيد
نيمه شب باد غضبناك چه كرد
هيچ يادت هست
حاليا معجزه باران را باور كن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببين
و محبت را در روح نسيم
كه در اين كوچه تنگ
با همين دست تهي
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
خاك جان يافته است
تو چرا سنگ شدي
تو چرا اينهمه دلتنگ شدي
باز كن پنجره ها را
و بهاران را
باور كن
*فریدون مشیری*