
یادت میاد گفتم یه روز اگه بری نابود میشم؟
گفتم که بی تو میمیرم تنها میشم،بی کس میشم
گفتی که باور ندارم این حرفای قشنگتو
گفتی برو تموم بکن عشق ِ به ظاهرپاکتو
رفتم و اما عشقتو تموم نکردم به خدا
نگه داشتم توی دلم عشق تو رو تا انتها
از اوج اسمون عشق به دره غم افتادم
به خاطر فراق تو با همه چی در افتادم
از خوندن بلبل و سار از باغ و گل بدم میاد
از دریا و خورشید و ماه از اسمون بدم میاد
دیگه واسم فرق نداره جنگل و صحرا نداره
امروز و فردا نداره هیچ چیزی معنا نداره
بهار من رفت ز برم خزان شده دور و برم
بال ندارم که بپرم چیده شده بال و پرم
دیدی چطور خوردم زمین؟ دیدی چه گشته ام غمین؟
دیدی با رفتنت چطور شدم ذلیل و منزوی؟
حالا بهت ثابت شده؟ حرفای اون روزای من
حرفای من دروغ نبود عشق قشنگ و ناز من
بیا تا با اومدنت دوباره من جون بگیرم
تا از توی دره غم بیرون بیام اوج بگیرم
دوباره پرواز بکنم تو اسمون عشق تو
پر از حیات و شور بشم با بودن کنار تو